نصب VPN روی ایفون

گوشی های ایفون طرفداران زیادی در ایران دارد که بعد از تحریم شدن ایران به صورت کامل دگ نمیتونید از اپ استور دانلود کنید یا با خطای کد ۱۰۰۹ مواجه میشید تنها کاری که باید بکنید اینه که نصب vpn رو ایفون داشته باشید.

 

نصب VPN روی ایفون

قلبم ریخت چی میگفت یعنی من باید میرفتم نمیتونم کاری بکنم رفع فیلتر چی میگی تو قراره ما این فقدان تو نگفتی منو میفرستن خودمم نمیدونستم اگه منو ببرن آمریکا دیگه نمیتونم زنده بمونم دیگه شانسی ندارم اونجا دیگه میفهمن من پیوسته ندادم یه قدم اومد نزدیکتر و گفت اگه بخوام کاری بکنم هردومون کشووته میشیم نگاهمو بهش دوختمو گفتم خیلی نامردی با اینکه میدونسووتم داره درسووت میگه و نمیتونه منو نجات بده ولی ازش چشمداشت داشووتم

خرید فیلترشکن ایفون

کاری کنه بهش زل زدمو گفتم من میرم حتی اگه تو نتونی درون باید تا آخر این ماموریت اینو بفهم دیگه فیلترشکن اپل بایدی هستی نداره من اومده خرید فیتلرشکن ایفون بودکم اینجا بمونم نه اینکه ببرنم یه جایی که بیرون اومدن ازش مساوی با مرگه من این ریسکو نمیکنم هیچی نگفت رفت طرف روشوویی و آبو باز کرد سورشوو گرفت زیرش کمی زیرش موند و سرشو اورد بالا دستشو گرفت گوشه ی روشویی و توی آینه بهم نگاه کردو گفت کی گفت فردا سرشو انداخت پاییین برگشت طرفم نگام کردو گفت اگه بخوام کاری بکنم سیسکو VPN این ماموریت بهم میریزه نمیتونم یک قدم عقبتر رفتم واسش مهم میبودم امیر کمی خفگی عدل و گفت جاییت درد نمیکنه سرمو برگردوندم دلم نمیخواست پاسخ اونم از مکثی گفت چندتا از بهترین ادمامون میبرنتون دیگه

فیلترشکن موبایل

هیچی نگفت بلند شد و گفت میخوای کمکت کنم حاضر شی سرویس های قدرتمند طرفش و با یض گفتم نمیخوام ببینمت چرا منم بقیه دخترا نباید اینجا بمونم نفس عمیقی کشید و گفت این دست من نیست شهاب تصمیم گرفته هیچی نگفتم رفت طرف در و بدون حرف دیگه ای رفت بیرون سرمو از توی دستم بیرون اوردم خواستم بلند شم که در مفتوح شد خرید فیلترشکن موبایل سرمو بلند کردم بود که توی دستش بود رو انداخت روی تخت و گفت بپوش باید بریم نگاه گنگمو بهش دوختم بهم پشت فیلتر شکن IOS نفس عمیقی کشیدم و مشغول عوم کردن جامه شدم پوشیدم برگشت طرفم و گفت مسیر بیفت گذرگاه افتادم

از در رفتم بیرون پشت سرم اومد از چندتا راهرو جلوی یه در کبیر چند تن ایستاده بودند منو برد طرف اونا یکی از مردا گفتید منتظر باشید لغایت بیاد VPN اپل برگشت طرف من و با صدای آرومی گفت امیر خان کرده خنده ام گرفته بود با صدای امیر کل مون برگشتیم طرفش با لبخند اومد طرفمون رو به من و یه دختر دیگه کردو میدونید واسووه چی میخوان ببرنتون بعد اگه سعی کنید گریز کنید خونتون گردن خودتونه سرمو انداختم پایین و گفتم